بسمه الله العلی الاعلی

از دست کارهای خودم سیر میشوم

دارم اسیر و زار و زمین گیر میشوم

از بس کسی نیامد و یارم نشد ببین

داری نگاه میکنی و پیر میشوم

ارباب من برای اینکه نمانم بدون تو

برزلف پر ز خاک تو زنجیر میشوم

آنقدر دور شمع غمت پرسه میزنم

اصلاً برای حفظ تو شمشیر میشوم

جانم فدای زلف پر از خون و خاک تو

مست توام اگرچه که تکفیر میشوم

هرکس که نوکر تو شود شاه میشود

مسکینم و بدون تو تحقیر میشوم