یا حبیب الباکین...
صدای قافله ای عن قریب می آید
زسمت عرش خدا بوی سیب می آید
برای یاری ارباب عالم امکان
الی الغریب شتابان حبیب می آید
نشد که مسلم و هانی کنند استقبال
سپاه کوفه به رسمی عجیب می آید
زلعل زاده زهرا شمیم استرجا
ز ناقه نغمه أمن یجیب می آید
به بزمگاه شهادت امیر عاشورا
در اوج هیبت و شوکت غریب می آید
علی اکبر لیلا چو سرو خوش قامت
کنار عمه مضطر، نجیب می آید
به گوش زینب کبری در آن زمان فرود
صدای مادرشان بی شکیب می آید
شب نهم که برای امیر قافله شان
امان ز لشکر قوم فریب می آید
برای بار نخست است حضرت عباس
به سمت پشت خیم با نهیب می آید
رخش ز غیرت و غیض و غضب فروزان شد
دو چشم پر ز محبت رقیب می آید
زجا بلند شد و دست روی سینه نهاد
چو دید خواهر محنت نصیب می آید
به گوش جان زلبان امام مهر، رضا
همیشه روضه یابن الشبیب می آید
که ای شبیب زدشت بلا هنور انگار
نفس نفس زدن آن خضیب می آید
خدا کند ز سماء این ندا رسد هردم
" حسین! زخم دلت را طبیب می آید"
بسم الله العلی الاعلی